(نميدانم منظورش كدام كتاب افلاطون است، تيمايوس؟). اسرار حكما يكي از نخستين آثار در نوع خودش به زبان فرانسه بود و از برخي جهات قابل قياس با
سرالاسرار (نهم ـ 1) و سوٴالات طبيعي آدلارد باثي (دوازدهم ـ 1) است. با
سوٴالات طبيعي آدلارد جهات اشتراك زيادي دارد، بسيار سادهتر است و توجه اصيلي به واقعيت ملموس دربرابر مجردات كلامي نشان ميدهد؛ بهعلاوه، گاه بينش خفيف ابن رشدي يا مادي را القا ميكند.
در چاپ اول (پاريس حدود 1504) و بسياري چاپهاي ديگر سدهٴ شانزدهم، كه همه داراي عنوان لُـبّ حكمـت بود، محاورهٴ پلاسيد و تيمئو با دو متن ديگر چاپ شده است: 1)
كرهٴ آسمان و جهان كه اقتباسي است از كتاب افلاك ساكروبوسكو (سيزدهم ـ 1)؛ 2) رسالهاي درباب تقويم نجومي. در مقدمهٴ اين چاپها نام بونه حذف شده، ولي ازآنجاكه هيچ نسخهٴ خطي از روايت ((لُـبّ حكمـت)) وجود ندارد، احتمال دارد كه اين مجموعه نه براي فيليپ زيبا، بلكه بهوسيلهٴ آنتوان وِرار چاپچي يا براي او تهيه شده است.
در نسخهٴ خطي گروتيس، اسرار حكما رسالهٴ مشابهي را در پي دارد، منسوب به آلبرت طرابوزاني نامي كه از اخلاط اربعه، بيماريهاي زنان و مامايي بحث ميكند و در آن بسياري مسايل كه قبلاً مطرح شده دوباره مورد بحث قرار گرفته است و گاه با همان عبارات. احتمال دارد آلبرت طرابوزاني همان آلبرت كبير دروغين باشد (مقدمه 2، 1811).
4. انگلستان
باسولز
جان باسولز.1 فرانسيسي، شاگرد محبوب دُنْـس اسكوت (سيزدهم ـ 2؛ متوفا 1308)؛ كه در 4 ژوئيهٴ 1333 درگذشت. تاريخ وفات او در تقويم مشاهير صومعهٴ تيوكسبري (گلوسترشاير) بهدست آمده است. آيا او انگليسي بود، فرانسوي بود يا كاتالان؟ در كوسي، در اِن (پيكاردي) جايي بهنام باسول وجود دارد.
در هر حال او جذب درسهاي دُنْـس اسكوت در پاريس شد و اسكوت حضور او را چنان شمرد كه وقتي او را ميديد (ولو اينكه در آنجا كسي جز او نبود) ميگفت: ((باسوليوس آمد؛ شنوندهاي در اينجا هست.)) ممكن است داستان مجعول باشد، چون مشابه همين دربارهٴ افلاطون در گفتوگو از ارسطو وجود دارد.
جان باسولز (يا باسولي) شرحي بر كتاب عبارات نوشت كه نسخههايي چاپي متعددي (برخي از سدهٴ پانزدهم) از آن وجود دارد، ولي نسخهٴ خطي در دست نيست.